مرتضى مطهرى
112
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
لو لا حضور الحاضر و قيام الحجّة بوجود النّاصر و ما اخذ اللّه على العلماء ان لا يقارّوا على كظّة ظالم و لا سغب مظلوم لالقيت حبلها على غاربها و لسقيت آخرها بكأس أوّلها ( 1 ) . اگر گرد آمدن مردم نبود ، و اگر نبود كه با اعلام نصرت مردم ، بر من اتمام حجّت شد ، و اگر نبود كه خداوند از دانايان پيمان گرفته كه آنجا كه مردم به دو گروه تقسيم مىشوند : گروهى پرخور كه از بس خوردهاند « ترش » كردهاند و گروهى گرسنه و محروم ، اگر اينها نبود من افسار مركب خلافت را روى شانهاش مىانداختم و رهايش مىكردم و كارى به كارش نداشتم . همه مىدانيم كه على پس از عهدهدار شدن مسئوليّت ، دو كار را وجههء همّت و در رأس برنامهء خود قرار داد : يكى پند و اندرز و اصلاح روحيّه و اخلاق مردم و بيان معارف الهى كه نمونهاش نهج البلاغه است ، و ديگر مبارزه با تبعيضات اجتماعى . على تنها به اصلاح درون و آزادسازى معنوى قناعت نكرد ، همچنانكه تنها اصلاحات اجتماعى را كافى ندانست ، در دو جبهه دست به اصلاح زد . آرى اين است برنامهء اسلام . اين بود كه اسلام در دستى منطق و دعوت و برنامهء تعليم و تربيت در راه يگانگى فردى و اجتماعى انسانها در جهت خداپرستى داشت و در دستى ديگر تيغ براى قطع روابط نامتعادل انسانى و درهم ريختن طبقات اجتماعى و درهم شكستن طاغوتها . جامعهء بىطبقهء اسلامى يعنى جامعهء بىتبعيض ، جامعهء بىمحروم ، جامعهء بىطاغوت ، جامعهء عادله ، جامعهء بىظلم ، نه جامعهء بىتفاوت كه خود نوعى ظلم و بىعدالتى است . فرق است ميان تبعيض و تفاوت ، همچنانكه در نظام تكوينى جهان تفاوت هست - و اين تفاوتهاست كه به جهان زيبايى ، تنوّع ، پيشروى و تكامل بخشيده است - امّا تبعيض نيست . مدينهء فاضلهء اسلامى مدينهء ضدّ تبعيض است نه ضدّ تفاوت . جامعهء اسلامى جامعهء تساويها و برابريها و برادريهاست ، امّا نه تساوى منفى ، بلكه تساوى مثبت . تساوى منفى يعنى به حساب نياوردن امتيازات طبيعى افراد و سلب امتيازات اكتسابى آنها براى برقرارى برابرى ، تساوى مثبت يعنى ايجاد امكانات
--> ( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبهء شقشقيّه ( خطبهء 4 ) .